بهداری لشکر7 ولی عصرعح در عملیات کربلای پنج (قسمت اول)
درعملیات کربلای 5 لشکرمابعلت مشکلات کربلای4 درمرحله دوم عمل کرد.بعداز ابلاغ ماموریت به بهداری به همراه تعدادی از همرزمان برای شناسایی و انتخاب محل اور|انس و مراکز امدادی درمانی به منطقه 5ضلعی و پس از آن به خط رفتیم و از مواضع خودی در نزدیکی دوعیجی و خطوط دشمن در فاصله 50متری بازدید کردیم و سپس در نزدیکی های خط (فاصله یکی دو کیلومتری)یک مقر بسیار لوکس از فرماندهی تیپ های عراقی با سنگرهای بسیار لوکس مهندسی ساز با تجهیزات عالی و حمام و دستشویی و ظروف چینی و... پیدا کردیم و در درون مقر یک سنگر نسبتا بزرگ بود که تنها عیب آن داشتن فقط یک در بود(ما معمولا از سوله های 24متری با حداقل 2درب برای ورود و خروج مجروحین استفاده می کردیم ولی در اینجا فرصت کافی برای ایجاد سوله نبود و سوله رینگ بتونی در منطقه 5ضلعی توسط قرارگاه ایجاد شد که در قسمت بعد توضیح می دهم)بهرحال جمع بندی همه ما همین سنگر بود و بلافاصله تجهیزات پزشکی موردنیاز و تعدادی نیرو برای چیدن اورژانس به محل رسید و تا ساعت حدود 4 عصر اورژانس آماده شد و ما سنگرهایی را برای استراحت خود و سایر کارکنان پاکسازی کردیم .در بین نیروهای بهداری یک نیروی بهورز اعزامی از ایذه وجود داشت که فهمیدیم9فرزند و متکفل پدر و مادر پیرش می باشد که وقتی جانشین وقت بهداری لشکر برادر جانباز حبیب فراهانی پیشمان آمد به او گفتم این بنده خدا را به عقب ببرد چون اگر شهیدشود 12نفر یتیم می شوند که حبیب گفت به قرارگاه تاکتیکی لشکر می روم و بعدا برای بردن او به اورژانس شهید خرمی (فرمانده شهید بهداری لشکر)می آیم ، او رفت و ما مشغول آماده سازی مقر و کارهای خودمان شدیم و چند نفر از بچه ها ازجمله فرد موردنظر در اورژانس باقی ماندند و البته ما صداهای ویز گلوله های کالیب سنگین دشمن را بالای سر خودمان می شنیدیم ولی کسی محلی به آنها نمی گذاشت و بناگاه ولوله ای درگرفت و همه به سمت اورژانس رفتیم و دیدیم که شهید سوخته رو اسدی اعزامی از ایذه در خون غلطیده است او در حالیکه با 2 نفر دیگر در درب اورژانس به خطوط مقدم نگاه می کردند گلوله کالیبر دشمن به پیشانی اش اصابت می کند و تمام بچه های امدادی با تجربه بهداری به کمک شتافتند ولی دریغا که شهید به دیدار خدای خویش شتافته بود و ما از این سرنوشت شگفت انگیز شهید در تحیر بودیم.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:44 توسط محمد جمال زاده
|